متن آهنگ بهروز نجاتی به نام خاک بر سر دلم

تمام روزگار من به پای تو تباه شد ز سردیِ نگاه تو ببین دلم سیاه شد دوباره زخمه می زند خیال تو به خواب من امید و آرزوی من چه ناشیانه آه شد به زجر میکُشد مرا سکوت بی گُدار تو دلم در انتخاب عشق دچار اشتباه شد چو موج و صخره ایم بیا به تازیانه ای بُکُش نترس در مرام ما دل تو بی گناه شد شبیه برکه ای فقط به عکس تو دلم خوشست چه کرده ای که اینچنین شبم بدونِ ماه شد چو تخته پاره روی موج در انتظار ساحلم در آرزوی دیدنت تمام من نگاه شد تو رفتی و نگفته ای اسیر مانده در قفس سرِ دلم در عشق تو ببین که بی کلاه شد شبیهِ یوسفم ولی، که فرق دارد عاقبت در آخر او عزیز مصر، نصیب من که چاه شد چه روز ها به یاد تو ،به شب رسیده جان من که خاک بر سرِ دلم، به پای تو تباه شد

آخرین موزیک های بهروز نجاتی

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *