متن آهنگ احسان نی زن به نام شیدا

آمده ای تا بروی باد زمستانی بارش تند تب دل برف پشیمانی سرما زده از شعله‌ی تب سوز بلا من دیوانه‌ی مرید نرسیده به خدا من خدا من بغض نود روزه‌ی گل گریه‌ی پنهانی ریشه خاکستر این فصل پریشانی تو میروی و حال شب چله خراب است این بخت بد از اول هر حادثه خواب است که خواب است بی تو تنها از یاد رفتم جفت مست من دیوانه نبودی نبودی زنجیر بر لب بی هوش از تب به در بسته زدم خانه نبودی نبودی ای عشق ای عشق ای داغ ای درد تو چه هستی که غمت چاره ندارد ندارد ای کاش میشد بی ماه سر شد که ستاره سر خاک شب کابوس نبارد آه ای من شیدا دل دیوانه‌ی دلسوز وا مانده از این تجربه‌ی تلخ نفس سوز تا کی با این داغ سنگین کوه ِ درد و مرد میدان‌ها شم شاید باید ای حال بد زخم جان خود را درمان‌ها شم ای عشق خداوند نگهدار تو باشد بی تو تنها از یاد رفتم جفت مست من دیوانه نبودی نبودی زنجیر بر لب بی هوش از تب به در بسته زدم خانه نبودی نبودی ای عشق ای عشق ای داغ ای درد تو چه هستی که غمت چاره ندارد ندارد ای کاش میشد بی ماه سر شد که ستاره سر خاک شب کابوس نبارد

آخرین موزیک های احسان نی زن

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *