بهروز غریب‌پور : تعزیه با اپرای غربی برابری می‌کند

گفتگو ۱۳۹۵/۰۷/۱۸ 12075 بازدید


بهروز غریب‌پور : تعزیه با اپرای غربی برابری می‌کند

بهروز غریب‌پور از موسیقی تعزیه بیشترین بهره‌برداری خلاقانه را کرده است. غریب‌پور در مجموعه اپراهای عروسکی خود داعیه اپرابودن تعزیه را دارد و این نکته‌ای است که در اپرای عاشورای او نمود بارزتری دارد. در روزهای سوگواری که تعزیه ایرانی کارکرد مؤثری در نمایاندن نهضت حسینی دارد، با این پژوهشگر، نویسنده و کارگردان تئاتر درباره اهمیت و جایگاه موسیقی تعزیه به گفت‌وگو نشستیم.

جایگاه موسیقی تعزیه چگونه است؟

در سال‌هایی که اپرای ملی ایران را کار کرده‌ام، بارها این سؤال پیش آمده است که آنچه شما انجام می‌دهید به‌ندرت با اپرای غربی همخوانی دارد و اینها با هم فرق دارند. قصدم توهین نیست؛ فرض می‌کنیم که خواننده شما با تعزیه، موسیقی تعزیه و اپرا ناآشنا باشد، برای همین مجبورم توضیحاتی بدهم که شاید برای برخی و حتی کارشناسان موسیقی جزء بدیهیات باشد. اما این وظیفه‌ام است که موضوع را آشکارتر کنم. پیش از آنکه ما پدیده‌ای به نام تعزیه داشته باشیم؛ تعزیه به معنای سوگواری است، مراسم مویه و زاری است که برای هر متوفایی، نه‌فقط اشخاص مقدس، حتی یک فرد عادی نیز برگزار می‌شود. بنابراین در تعزیه یک خطیب صحبت می‌کند و آوازی می‌خواند از سجایای متوفا که می‌تواند یک مادر مهربان، یک پدر مهربان یا پسری مهربان باشد. منشأ و ریشه‌اش شبیه‌سازی است که درباره یک متوفاست و هر چقدر متوفا دارای‌ شأن و منزلت اجتماعی و مذهبی بالاتری باشد، تعزیه دارای ابعاد فراوان‌تر و در ژرفا از عمق بیشتری برخوردار است. از طریق شعر، نوحه‌خوانی و پرده‌خوانی این تأثیرسازی انجام می‌شود و تمام این مراحل در کشور ما، به صورت مطرح‌کردن کاراکترهایی است که یک آواگر یا خواننده- بازیگر در آن نقش قرار می‌گیرد تا داستان را به نمایش بگذارد. در تقسیم‌بندی کاراکترها نوع دستگاه‌های هفت‌گانه موسیقی ایرانی نیز متناسب با شخصیت‌ها اجرا می‌شود. برای اولیا پنج‌گاه، رهاوی و نوا به کار می‌رود و برای حضرت عباس (ع) در مایه چهارگاه آوازخوانی می‌شود. عبدالله الحسین در دامان سالار شهیدان به گونه‌ای از راک می‌خواند. اشقیا نیز از بحر‌الطویل و ریستاتیو استفاده می‌کنند که نوعی خواندن فی‌مابین حالت عادی و حالت آوازی است. آنچه در تعزیه به نام اشقیاست، مانند شمر و ابن سعد و نظایر اینها از بحرالطویل استفاده می‌کنند.

حالا درباره تشابهات اپرای غربی و تعزیه به عنوان اپرای ایرانی بگویید.

وجه تشابه اپرای غربی و تعزیه به عنوان اپرا در اینجاست که در سه مورد جمع‌بندی می‌شود. اول اینکه، متن باید منظوم باشد. دوم اینکه، متن منظوم باید قابلیت اجرای موسیقایی داشته باشد. سوم اینکه، کاراکترها و نقش‌ها باید به گونه‌ای بخوانند که حزن، اندوه و خشم را منتقل کنند. بنابراین تعزیه نوعی موسیقی همه‌جانبه است که از طفل و خردسال تا فرد خون‌خوار و خشن از نظر موسیقایی تکلیفشان روشن است. نکته بعدی اینکه، در طول قرن‌ها مایه‌ها و دستگاه‌های موسیقی که به غنای تعزیه کمک کرده‌‌اند، مانند یک شیء گران‌بها باید به موزه سپرده شوند و حتی دیده می‌شود در موسیقی تعزیه از مقام‌های عربی که می‌تواند بر حزن آن بیفزاید، استفاده می‌شود. بنابراین تنها از موسیقی تمام‌ایرانی بهره نمی‌برد و از آنچه می‌تواند در خود حل کند و از آنچه پتانسیل و قدرت جذب و دفع در آن ساختار را داشته باشد که با موجودیت موسیقی تعزیه بتواند یگانگی پیدا کند، بهره‌مند شده است. خلاف آن نیز صادق است و آنچه را با خود یگانه نکند، دفع می‌کند. ایرانی‌ها از هوش و ذکاوت برخوردار بوده‌‌اند و توانسته‌‌اند در قرون گذشتهموسیقی ایرانی را بنابر همه مخالفت‌ها حفظ کنند و از انواع ملودی‌های زیبایی که در دسترس بوده است و ممکن بوده که به فراموشی سپرده شود، استفاده و آن را وارد تعزیه کرده‌اند. به نظرم، تعزیه مخزن عالی‌نگه‌داشتن ملودی و موسیقی ملی ما بوده است. حتی در طول زمان، در زمان قاجار، تعزیه متفاوت نیز حاصل این نگاه است که پس از دو ماه محرم و صفر، مردم از حزن و اندوه باید بیرون بیایند و به حالت عادی زندگی‌شان برگردند و دیگر جایی برای عزاداری و گریه و مویه نیست و در این حالت عادی زندگی نیز مردم همچنان نیازمند موسیقی شادی‌آور هستند. هرچند این قضیه با سوءتفاهم نیز همراه شد که در آن زمان این خودش می‌توانست منبعی باشد برای اینکه از طریق تعزیه که سیستم زنده موسیقایی است، این بخش از موسیقی ملی نیز نگهداری شود. بنابراین آنچه با تعزیه هماهنگ بود و همراهی می‌کرد، جذب و نگهداری شده است.

‌آیا تقسیم‌بندی تعزیه ایرانی در اپرای غربی نیز به همین شکل است؟

در تعزیه این تقسیم‌بندی به صورت غریزی است اما در اپرای غربی نیز شاهد چنین تحولی هسستیم که در آنجا نیز صدای زیر و ضعیف زن را سوپرانو می‌گویند و صدای متوسط زنانه را متسوسوپرانو، صدای بم زن را کنترباس، صدای بم مردانه را واریتون، صدای مرد جوان را تنور و بم‌ترین صدا را باس می‌گویند. با این تفاوت که برخلاف تعزیه که صدای بم می‌تواند به اشقیا مرتبط باشد اما در اپرای غربی کیفیت نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد. باس برای سرداران و فرماندهان منفی و اشقیا به کار می‌رود. سوپرانو صدای ظریف زنانه است و در تعزیه ما از طریق صدا می‌فهمیم که کدام‌یک از نقش‌ها امام است و کدام یک شقی است و خیر و شر از هم تمییز داده می‌شود. باطل و غیر باطل از هم تمییز داده می‌شود. بنابراین این تعزیه می‌تواند یک اپرا باشد که نوعی موسیقی توصیفی و آوازی است و نسبتا با چنین کارکردی در موسیقی اپرای غربی برابری می‌کند.

‌آیا موسیقی تعزیه رشد کرده است؟

نه، رشد نکرده. با آنکه این گنجینه وجود دارد اما استفاده از آن تکرار مکررات است و به صورت حداقلی از آن بهره‌وری شده است. در زمان امیرکبیر که صدراعظم بود، او می‌دانست که تعزیه در اختیار مردم است و می‌تواند با خرافات و نکاتی که در شأن تعزیه نیست، همراه شود؛ بنابراین به دنبال تنقیح در تعزیه و ویرایش آن برآمد و در کل، ١٢٠ نسخه تعزیه انتخاب شد که الان این اتفاق نیفتاده است و به صورت علمی در این زمینه کار نشده است و موسیقی آن نیز به امان خدا رها شده است.

آیا امکان رشد دارد؟

بله ما در اپرای عاشورا همین کار را کرده‌ایم که با ترومپت و درام اجرا می‌شود و در نهایت به دنبال رشد موسیقی برآمده‌ایم؛ چون آن را با ارکستر سمفونیک اجرا کرده‌ایم و در آن از توانمندی ملودیک و تعزیه بهره‌مند شده‌ایم تا به رشد کمّی و کیفی نیز دامن بزنیم.

‌متأسفانه این روزها تحریف‌هایی هم در موسیقی تعزیه دیده می‌شود… .

بی‌شک، این نیاز مردم است که از موسیقی تعزیه مراقبت شود؛ اما چون آن نگاه دلسوزانه در هدایت تعزیه نیست، این می‌تواند خطرناک باشد و تحریف نیز در آن راه یابد.

‌شما هم چنین نمونه‌هایی را دیده‌اید؟

من مدتی است به دلیل مشغله‌هایم، تعزیه ندیده‌ام؛ اما احساس می‌کنم که چنین چیزی هست.

خودتان در زمینه رشد کیفی موسیقی تعزیه با توجه به بهره‌مندی آن در اپراهای عروسکی و به‌ویژه در اپرای عاشورا، چه گام‌هایی برداشته‌اید؟

سعی کرده‌ام بنابر آنچه که باید در اپرا باشد، متن را از محتوای درست و انتخاب صحیح برخوردار کنم و این از مرثیه محتشم‌کاشانی، آغاز می‌شود تا برسد به نوحه‌های مرسوم در عزاداری‌های ماه محرم که خود اینها پیش از اینکه آهنگ‌ساز اقدام کند، باید به عنوان اصل و اساس در هر متن اپرایی وجود داشته باشد. بنابراین در اپرا موسیقی نباید تحمیلی باشد؛ بلکه باید بنابر متن موسیقی نیز همگن باشد، احساس را توصیف کند و استفاده درست را از متصل‌شدن به نوحه‌خوانی و تعزیه‌خوانی‌ها بکند و در نهایت سفر محتشم از دهلیز زمان پیش خواهد آمد که او را به سال ۶١ ه.ق می‌برد و محتشم در اپرای عاشورا ناگهان سر از کربلا و نینوا درمی‌آورد که متن، این اجازه را به آهنگ‌ساز می‌دهد که چنین فضایی را القا کند.

‌آیا در اپرای در دست تولیدتان (اپرای خیام) نیز به دنبال بهره‌مندی از موسیقی تعزیه هستید با آنکه سوژه ربطی به آن فضا ندارد؟

اساسا تمام تمرکز من بر احیای تعزیه، در اپراهای عروسکی است که هرچند دیگر مضامین عرفانی، اجتماعی و سیاسی دارند و از این ساختار با هدف رشد و بالندگی تعزیه استفاده می‌کنیم که فقط هم مختص نمایش‌های مذهبی نباشد؛ اما حال‌و‌هوای روحی خودش را همچنان حفظ کند.

‌چه کسانی در این سال‌ها توانسته‌‌اند به نحوی مطلوب از موسیقی تعزیه در کارهایشان بهره‌مند شوند و در رشد آن نقش داشته‌اند؟

خیلی از آهنگ‌سازها، از جمله دکتر مسعودیه که محقق و پژوهشگر است و همچنین استادانی مانند هوشنگ کامکار، حسین علیزاده و خیلی‌های دیگر در تئاتر از موسیقی تعزیه بهره برده‌‌اند که این می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. می‌توانم بگویم محمدسعید شریفیان در اثر سمفونیک عاشورا از بخش‌هایی از موسیقی تعزیه بهره گرفته و همواره موسیقی تعزیه در تئاتر تأثیرگذار بوده است.

‌چه توصیه‌ای برای رشد موسیقی تعزیه دارید؟

به نظرم تا‌زمانی‌که تعزیه هنوز زنده است و نسل‌هایی هستند که تعزیه می‌خوانند و اجرا می‌کنند و پیش از آنکه از بین برود و همین‌ها باعث شده‌‌اند که در ۵٠ سال اخیر چیزی به نام تعزیه بماند، با وجود اینکه امکان نابودی‌اش هم هست؛ اما باید در نگهداری و ماندگاری‌اش تلاش کنیم.

نکته پایانی؟

من هر جا اپرای عاشورا را برده‌ام و اجرا کرده‌ام، با آنکه آنها مسلمان نبوده‌‌اند و با تشیع نیز آشنایی نداشته‌‌اند، باعث تأثیر در تماشاگر شده است و متأثر از عظمت این موسیقی توصیفی و دراماتیک شده‌اند.

دیدگاه کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *