یک سرمایه اجتماعی که تکرارناشدنی است

گزارش ۱۳۹۵/۰۱/۰۵ 37267 بازدید


یک سرمایه اجتماعی که تکرارناشدنی است

[ سید ابوالحسن مختاباد – روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ موسیقی معاصر ]
برخلاف برخی از دوستان و اهل موسیقی که با دیدن ظاهر متفاوت استاد شجریان، یأس و پژمردگی به سراغ‌شان آمده، من از سخنان و فیلم ویدئویی استاد چنین برداشتی ندارم و معتقدم که استاد بسیار با روحیه و انرژی هستند و سخنان‌شان از موضع قدرت و غلبه بر بیماری سخت‌جانی چون سرطان است؛ به‌خصوص که ایشان علاوه بر آنکه پشت‌گرم به دعای کارگشای میلیون‌ها علاقه‌مند و عاشق موسیقی و زبان فارسی و ادبیات کهن ایرانی و صدای کم‌نظیرشان هستند، بلکه خود نیز درایت به خرج داده و از سال‌ها قبل به مراقبت از این بیماری مشغول‌اند و اکنون نیز در جایی زندگی می‌کنند که بهترین امکانات برای درمان را در اختیار دارند و شاید بد نباشد بدانید که همین اواخر، «جیمی کارتر» ۹۰ساله هم با یک نوع خاصی از درمان سرطان توانست بر آن غلبه کند.من از سالیان قبل درباره سرطان استاد و از میانه‌های تیرماه سال قبل، درباره دوره جدید بیماری ایشان اطلاعات دقیق و کاملی داشتم و حتی می‌دانستم که در کدام بیمارستان کالیفرنیا عمل جراحی کردند و دو روز بعد از عمل هم یکی از دوستان مشترک تماسی گرفت و گفت یک چیزی بنویس که مردم ایران برایش دعا کنند که پاسخ دادم: «با توجه به شناختی که از روحیه استاد دارم، اگر خودشان چنین چیزی را خواسته‌اند، من خواهم نوشت؛ اما اگر خودشان علاقه‌‌ای به این کار نداشته باشند، طبیعی است که من از منظر اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری هم این کار را درست نمی‌دانم؛ چرا که بیماری افراد، یک مسئله شخصی است و نباید این‌گونه امور را به رسانه‌ها کشاند؛ مگر آنکه خود فرد بخواهد. بعد که در پشت صحنه برنامه دستان در شهر ساکرامنتو ایشان را دیدم، از تصمیم درستم مطمئن شدم. از استاد پرسیدم زمان عمل جراحی‌تان یکی از دوستان‌تان چنین تقاضایی داشت. گفت: « کار خوبی کردی که منعکس نکردی و من هم حالم خیلی بهتره.»

اما در کل، با توجه به اشراف نسبی که به روحیه آقای شجریان و سیر و سلوک زندگی ایشان دارم، از پیام ویدئویی ایشان برداشتی مثبت و امیدبخش دارم و اقوال دیگران هم چنین نشانه‌هایی را تأیید می‌کند. این نکته را از این بابت می‌گویم که تمامی عمر شجریان در مقاومت و صرف کردن فعل «خواستن» گذشته و ذره‌‌ذره این موقعیت را با مقاومت و مبارزه به دست آورده است.

پس از تحریر: من همچنان منتقد سخنان استاد در دفاع از خانه موسیقی هستم و اتفاقاً یکی از دلایل عدم نقد گفت‌وگوی ایشان درباره خانه موسیقی، اطلاع از بیماری ایشان بود و همه‌گاه در این ۹ ماه گذشته، برای سلامتی ایشان دعا کرده‌ام و خواهم کرد؛ چرا که ما اهل موسیقی باید بیاموزیم که آدمیان را از یک‌سو قدسی نبینیم و از سوی دیگر، صدها مزیت و خوبی آنها را با یک انتقاد و ایرادی که دارند، به کنار ننهیم؛ کاری که سایت «خانه موسیقی» با پیام نوروزی استاد علیزاده کرد که آن پیام مشفقانه و همدلانه را حتی انعکاس هم نداد تا نشان دهد که هر کسی که به جمع منتقدان بپیوندد -چه علیزاده و چه یک هنرجوی ساده- کلاً باید حذف شود.استاد شجریان از منظر موسیقایی و هنری، یک سرمایه اجتماعی است که تقریباً تاریخ معاصر ایران نظیرش را ندیده و به گمانم -با توجه به تحولات اجتماعی- امکان تکرارش هم تقریباً بعید است. پس باید برایش حرمت قائل شد و احترامش را نگاه داشت؛ حتی اگر خود او در جریان استفاده‌های نابجایی که دوستان خانه موسیقی از موقعیت ایشان کرده و می‌کنند، نباشد.

منبع: موسیقی ما

دیدگاه کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *